آبنبات تلخ
Part:186
آجوما : منظورت چیه
کوک : چیه دروغ میگم از وقتی دختر خنگت دهن باز کرده هممون پاک دیوونه شدیم فهمیدی
لورا : من خنگ نیستم
کوک : خنگی خنگگگگ
ته : بسه کوک بیا کمک کن
دکتر : خب سرش آسیب دیده ممکنه حتا حافظش بپره
لورا : چیییی
ته : یعنی چی چی میگی
دکتر : احتمال داره حتمی نیست
دکتر : من میرم دارو هایی که نوشتم حتما مصرف کنه و مراقب باشین خدانگهدار
چند دقیقه بعد
لورا : به سوبین میگین
ته : مام نگیم خودش میفهمه
کوک : کور نیست میبینه سرش بخیه خورده بانداژ شده
لورا : هویییییی
کوک : حداقل آدم میشی
لورا : هوففففف
الکس : انقدر بالا سرم زر نزنین سرم درد میکنه
لورا : ببین بهوش اومده
زینگگگگگ
سوبین : ما برگشتیم صزصیضزئ ی ی ص.
لارا : چخبره چرا ساکت شدی
سوبین : خونه خون کی چی شده
ته : هعی آروم باش
سوبین : الکس الکس چی شده کی کی اینکارو باهات کرده
الکس : تکونم نده
سوبین : الکس خوبی
الکس : عه گلم اومدی عاره خوبم
لارا : چیشده چخبره
لورا : خب خب
هانی : تو کردی نه تو باعث شدی نه
سوبین : یعنی چی
ته : نه اون نکرده
کوک : ها
ته : ها نداره من کردم
سوبین : چ...چی
لارا : چرا واسه چی
ته : بحثمون شد منم زدم تو سرش
سوبین : الکس
الکس : عااااا
ته : ما دعوامون شد
هانی : نه کوک چخبره تو بگو
کوک : لعنتی از خودش بپرس
ته : هم ما دوباره سر همون موضوع دعوامون شد و منم با افتخار زدم تو سرش فکر نکنم زدن تو یه سر قاتل جرم باشه نه؟
سوبین : بسه الکس قاتل نیست اون دوستشو نکشته واسه چی زدی تو سرش ها غلط کردی
ته : دعوا بین منو اونه به تو ربطی نداره بگیر بشین
سوبین : عهههه اینجوریه باشه الکس پاشو
الکس : با...باشه
سوبین : بیا بزار کمکت کنم
الکس : خودم میتونم
سوبین : نمیتونی
ته : کجا
سوبین : یه جا که نزنن تو سرش
کوک : هعی هعی اون میتونه بره ولی تو نه
سوبین : شرمنده ولی فکر نکنم براتون اونقدر مهم باشم که بخواین بخاطرم به کسی که دوسش دارم احترام بزارین
لارا : سوبینی یکم آروم باش
هانی : بمونین الان وقت قهر نی که
سوبین : برام مهم نی بیا بریم الکس
الکس : بریم
چند دقیقه بعد
لارا : عوفففففف ته چیکار کردی
آجوما : منظورت چیه
کوک : چیه دروغ میگم از وقتی دختر خنگت دهن باز کرده هممون پاک دیوونه شدیم فهمیدی
لورا : من خنگ نیستم
کوک : خنگی خنگگگگ
ته : بسه کوک بیا کمک کن
دکتر : خب سرش آسیب دیده ممکنه حتا حافظش بپره
لورا : چیییی
ته : یعنی چی چی میگی
دکتر : احتمال داره حتمی نیست
دکتر : من میرم دارو هایی که نوشتم حتما مصرف کنه و مراقب باشین خدانگهدار
چند دقیقه بعد
لورا : به سوبین میگین
ته : مام نگیم خودش میفهمه
کوک : کور نیست میبینه سرش بخیه خورده بانداژ شده
لورا : هویییییی
کوک : حداقل آدم میشی
لورا : هوففففف
الکس : انقدر بالا سرم زر نزنین سرم درد میکنه
لورا : ببین بهوش اومده
زینگگگگگ
سوبین : ما برگشتیم صزصیضزئ ی ی ص.
لارا : چخبره چرا ساکت شدی
سوبین : خونه خون کی چی شده
ته : هعی آروم باش
سوبین : الکس الکس چی شده کی کی اینکارو باهات کرده
الکس : تکونم نده
سوبین : الکس خوبی
الکس : عه گلم اومدی عاره خوبم
لارا : چیشده چخبره
لورا : خب خب
هانی : تو کردی نه تو باعث شدی نه
سوبین : یعنی چی
ته : نه اون نکرده
کوک : ها
ته : ها نداره من کردم
سوبین : چ...چی
لارا : چرا واسه چی
ته : بحثمون شد منم زدم تو سرش
سوبین : الکس
الکس : عااااا
ته : ما دعوامون شد
هانی : نه کوک چخبره تو بگو
کوک : لعنتی از خودش بپرس
ته : هم ما دوباره سر همون موضوع دعوامون شد و منم با افتخار زدم تو سرش فکر نکنم زدن تو یه سر قاتل جرم باشه نه؟
سوبین : بسه الکس قاتل نیست اون دوستشو نکشته واسه چی زدی تو سرش ها غلط کردی
ته : دعوا بین منو اونه به تو ربطی نداره بگیر بشین
سوبین : عهههه اینجوریه باشه الکس پاشو
الکس : با...باشه
سوبین : بیا بزار کمکت کنم
الکس : خودم میتونم
سوبین : نمیتونی
ته : کجا
سوبین : یه جا که نزنن تو سرش
کوک : هعی هعی اون میتونه بره ولی تو نه
سوبین : شرمنده ولی فکر نکنم براتون اونقدر مهم باشم که بخواین بخاطرم به کسی که دوسش دارم احترام بزارین
لارا : سوبینی یکم آروم باش
هانی : بمونین الان وقت قهر نی که
سوبین : برام مهم نی بیا بریم الکس
الکس : بریم
چند دقیقه بعد
لارا : عوفففففف ته چیکار کردی
- ۱.۸k
- ۰۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط